خانه های ایرانی دیگر ایرانی نیستند!!!

۳۰ مهر ۱۳۹۶
(رای شما: 0)
بروز شده در۱۳۹۷/۸/۲۷
این روز ها دیگر هیچ کس آنطور که باید دلش برای خانه اش تنگ نمی شود. معماری جدید خانه های ایرانی با ایرانیان چه کرده که مردم مهربان و و پر محبت ما را مثل سنگ نما های برج های خیابان ها کرده است و اسیر حسادت و سنگدلی شده اند.  خانه هایی با نمای سنگ که فقط حس قدرت را نمایان می کنند. خانه هایی خالی از هنر و عشق، خالی از معماری که در روحیه انسان ها تاثیر گذاشته و روحیه ی نرم و لطیف ایرانیان را به افرادی تند خو تبدیل کرده است.

خانه هایمان دیگر بوی محبت نمی دهند.
این روز ها دیگر هیچ کس آنطور که باید دلش برای خانهاش تنگ نمی شود. معماری جدید خانه های ایرانی با ایرانیان چه کرده که مردم مهربان و و پر محبت ما را مثل سنگ نما های برج های خیابان ها کرده است و اسیر حسادت و سنگدلی شده اند.
خانه هایی با نمای سنگ که فقط حس قدرت را نمایان می کنند. خانه هایی خالی از هنر و عشق، خالی از معماری که در روحیه انسان ها تاثیر گذاشته و روحیه ی نرم و لطیف ایرانیان را به افرادی تند خو تبدیل کرده است.

خانه های ایرانی دیگر ایرانی نیستند!!!با وجود بی نظمی های شهر و آلودگی های هوا و مریضی های مختلفی که امروزه با اعصاب و روان مردم بازی می کنند، معماران و مهندسان وظیفه دارند حال شهر و خانه های بی روحش را خوب کنند. 
معماری و هنر بسیار در ذهن انسان تاثیر گذار است، حتی اکثر هنرمندان عزیز ایرانی در طراحی ها و نقاشی هایشان تنها سختی ها و ناراحتی ها و روزهای سخت را به تصویر می کشند. امروزه در نمایشگاه ها و گالری های نقاشی خیلی کم می بینیم که کسی نرمی، آسانی و روشنایی زندگی را به تصویر کشیده و نقاشی کند.
خانه هایی با زرق و برق های تکراری و با رنگ های تیره و کسل کننده که معمولا با روحیات یک ایرانی سازگار نیست. در شهری که آرامش به دلیل ترافیک و بی نظمی ها از بین رفته، چرا باید در خانه ها هم احساس خستگی و نا آرامی کنیم.
خانه هایمان دیگر زیبا نیستند. دیگر ایرانی نیستند، بلکه غربی هم نیستند. دکوراسیون خانه های ایرانی در سال های اخیر دچار گمشدگی و بی هویتی شده است.
هر چه قدر این دکوراسیون ها مدرن و جذاب باشند هیچگاه جای مبلمان و دکوراسیون اصیل ایرانی و اسلامی را نمی گیرند.
 باید سعی کنیم کمی  با روحیه ایرانی و نیاز های یک ایرانی طراحی کنیم، از مصالح و متریال ها با سلیقه تر و هماهنگ تر با یک خانه ی ایرانی استفاده کنیم. 

در رابطه با آمدن فرهنگ نصفه نیمه غربی در مبلمان و دکوراسیون خانه های ایرانی زدن این مثال برازنده است: 
شیک شکلات شاید هیجان انگیز باشد ولی هیچگاه جای بستنی سنتی با فالوده شیرازی را برای ایرانیان نمی گیرد.
شاید برای همه ی ما این سوال پیش آمده باشد که چرا؟

دیگر در هیچ خانه ی جدیدی از حوض آب و ماهی قرمز خبری نیست؟
دیگر از تخت ها و پشتی های قرمز خبری نیست؟

دیگر صدا های خش دار آهن و استیل جای صدای گوش نواز چوب را گرفته است؟

دیگر از قابلمه های مسی خبری نیست ؟
از کوزه های دوغ و خمره های ترشی خبری نیست؟ آیا واقعا ظروف پلاستیکی و استیل جایگزین زیبا تری برای این عناصر می باشند؟

 

دیگر به جای درختان میوه و گلدان های سفالی تنها باغچه های از چند درخت که عمدتا کاج و سرو و... هستند به چشم می خورد. در این که کاج درخت زیبایی هست شکی نیست اما آیا با کاج تغییر فصل ها را می بینید؟ حس محبت خانه را بیشتر با کاج درک می کنید یا درخت خرمالو و پرتغال و انجیر؟


آیا طرح ها و علائم نا مفهوم خارجی جذاب تر از طرح هایی مانند بته جقه و امثال آن هاست. آیا کوسن های گلدوزی شده قشنگ تر از کوسن های ساده و بی روح نیست؟

 یادمان باشد عناصر ایرانی در اکثر اوقات زیبا تر از بسیاری از عناصر فرهنگ های دیگر هستند فقط کافیست به روز رسانی شوند، برای این کار باید طرح ها را با رنگ های جدید و سبک روز نمایان کنیم. باید با طرح های ایرانی بازی کرده و با خلاقیت، طرح های به روز شده ارائه دهیم.

user photo

کامران کریمی

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می کند…